آرشیو کتاب های رمان و نرم افزار برای گوشی های موبایل و کمپیوتر

آرشیو کتاب های رمان برای گوشی های موبایل و کمپیوتر ( جاوا - آندروید - آیفون - تبلت ... pdf

آرشیو کتاب های رمان و نرم افزار برای گوشی های موبایل و کمپیوتر

آرشیو کتاب های رمان برای گوشی های موبایل و کمپیوتر ( جاوا - آندروید - آیفون - تبلت ... pdf

آرشیو کتاب های رمان و نرم افزار برای گوشی های موبایل و کمپیوتر ( جاوا - آندروید - آیفون - تبلت ... pdf

طبقه بندی موضوعی

۱۹ مطلب با موضوع «رمان های ایرانی» ثبت شده است

هیس | نویسنده : پالیز .م ( سها .م )

هیس  | نویسنده :  پالیز .م (  سها .م  )

هیس

هیس

جاوا (jar ) پرنیان
جاوا (jar ) کتابچه
جاوا (jar ) اف بوک
 آندروید ( apk )
آیفون ( epub ) تبلت
 پی دی اف( pdf )

----------

تصویر


خلاصه داستان :
صهبا عظیمی مهر ، صیغه و زن دوم امیر حسام صالحی است . مردی که عاشقانه دوستش دارد . بعد از شش ماه شرایط به هم می ریزد . زن اول امیر حسام حامله می شود و صهبا مجبور می شود از امیر حسام جدا شود …………قشنگ…پایان خوش ‎

--------------------

کانال کتابخانه و دانلود کتاب در تلگرام

ورود به کانال کتابخانه تلگرام

www.telegram.me/goldjar

ورود به کانال کتابخانه


------------------------------------


سایر لینک های کمکی


JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF
JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF
JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF
JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF

همین که کنارت نفس میکشم | نویسنده : رها امیری

همین که کنارت نفس میکشم | نویسنده :  رها امیری

همین که کنارت نفس میکشم

همین که کنارت نفس میکشم

جاوا (jar ) پرنیان
جاوا (jar ) کتابچه
جاوا (jar ) اف بوک
 آندروید ( apk )
آیفون ( epub ) تبلت
 پی دی اف( pdf )


تصویر


قسمتی از  رمان

فرمان را چرخاندم و بوق زدم چند لحظه بعد مرد کت شلواری در را باز میکرد میدانستم مرا می شناسد سرش را به علامت احترام تکان داد ماشین را از روی سنگ فرش ها به سمت پارکینگ سرباز هدایت کردم. بی ام دابلیو مشکی رنگ اولین چیزی بود که توجه ام را جلب کرد اصلا احساس خوبی با این ادم نداشتم.

------------------------


سایر لینک های کمکی

همین که کنارت نفس میکشم


JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF
JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF
JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF
JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF

لالایی بیداری | نوشته : آرام رضایی

لالایی  بیداری | نوشته : آرام رضایی



------------------


خلاصه ای از داستان رمان:

داستان در مرود یه دختره شایدم بیشتر از یه دختر یه خانواده یا یه محله ( سیاهی لشگر زیاد داره).
خونه ی این دختر تو طرح شهرداری برای ساخت بزرگراه قرار می گیره و در نتیجه کل محل باید اونجا رو تخلیه کنن. اما بعد این همه سال مثل یه خانواده شدن. اونقدر نزدیک که دور بودنشون از هم سخته. و این میشه که تصمیم می گیرن با پول فروش خونه یه آپارتمان 10 واحدی چند محله بالاتر بگیرن که همه بتونن با هم باشن و باز هم همسایه و داستان از این خونه شروع میشه از یه واحد خالی مونده که یه همسایه جدید واردش میشه…

نکات:

دختر داستان نت جدودی واقعیه. اما پسر داستان تماماً واقعیت داره و موضوع کلی داستان با یه ذره دستکاری میشه گفت تقریبا واقعیه.

 

کانال کتابخانه و دانلود کتاب در تلگرام

ورود به کانال کتابخانه تلگرام

www.telegram.me/goldjar

ورود به کانال کتابخانه

 حکم دل ( نسخه کامل است ) |  نویسندگان آنیتا.س + خورشید.ر


جاوا (jar ) پرنیان
جاوا (jar ) کتابچه
جاوا (jar ) اف بوک
 آندروید ( apk )
آیفون ( epub ) تبلت

 پی دی اف( pdf )


JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF

نسخه کامل


jar  jar jar  apk  iphon  epub  pdf


خلاصه رمان :

دختری به اسم کتی برای فرار از زندگی ایرانش به دبی میاد اما نمیدونه که چه سرنوشت شومی در انتظارشه...
همون شب .. .. .. اما !!!


---------------------

کانال کتابخانه و دانلود کتاب در تلگرام
 

ورود به کانال کتابخانه تلگرامhttps://telegram.me/goldjar

ورود به کانال کتابخانه

GOLDJAR@

آغوش سرخ | نویسنده : کیاندخت 70

آغوش سرخ | نویسنده : کیاندخت 70



JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF


jar  jar jar  apk  iphon  epub  pdf

---------------------

کانال کتابخانه و دانلود کتاب در تلگرام
 

ورود به کانال کتابخانه تلگرامhttps://telegram.me/goldjar

ورود به کانال کتابخانه

GOLDJAR@

خون آشام ایرونی | نویسنده : محمد رضا عباس زاده

خون آشام ایرونی  | نویسنده : محمد رضا عباس زاده



JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF
OOLB


jar  jar jar  apk  iphon  epub  pdf

---------------------

کانال کتابخانه و دانلود کتاب در تلگرام
 

ورود به کانال کتابخانه تلگرامhttps://telegram.me/goldjar

ورود به کانال کتابخانه

GOLDJAR@

فرشته من | نویسنده : فرشته 27


JAR1JAR2JAR3APKEPUBPDF


jar  jar jar  apk  iphon  epub  pdf


خلاصه رمان

رمان درباره ی دختری به اسم فرشته است که خانواده اش میخوان اونو به اجبار و به خاطر پول و به اصرار نامادریش بدن به یه پیرمرده پولدار در حالی که فرشته 20 سالش بیشتر نیست.
شب عروسیش قبل از عقد به کمک دوستش از خونه فرار می کنه و اینجوری مسیر زندگیش تغییر می کنه

--------------------------

کانال کتابخانه و دانلود کتاب در تلگرام
 

ورود به کانال کتابخانه تلگرامhttps://telegram.me/goldjar

ورود به کانال کتابخانه

GOLDJAR@

چشم برزخی ( 1 - 2 - 3 ) هر سه جلد | نوشته : کمند

قدیسه ی نجس ( 1 و 2 ) محکومه شب پرگناه


 قدیسه نجس ( 1 )

جاوا - پرنیان jar
جاوا- کتابچه jar
جاوا - اف بوک jar
 آندروید apk
آیفون - تبلت epub
 پی دی اف pdf


قدیسه نجس ( 2 ) محکومه شب پر گناه

جاوا - پرنیان jar
جاوا- کتابچه jar
جاوا - اف بوک jar
 آندروید apk
آیفون - تبلت epub
 پی دی اف pdf





jar1jar2jar3apkepubpdf
 

قدیسه ی نجس ( 2 ) محکونه شب پر گناه


jar1jar2jar3apkepubpdf
 
--------------------
 
دانلود هر دو جلد بصورت یک فایل نصبی ( یک کتاب ) برای گوشی جاوا
 
 

jar  jar jar  apk  iphon  epub  pdf
jar  jar jar  apk  iphon  epub  pdf


سایر لبنک های کمکی در این صفحه



 خلاصه  رمان
 اینجا خبری از موهای طلایی و چشمای رنگی نیست... خبری از هیکل بی نقص و خبری از ویلای شمال و خبری از مامان بابای مهربون نیست... خیلی از عشقا دروغی ان... ولی ما هنوز عشق ناب داریم... عشقی که از خواهش تن بگذره... بازم دختر مون غش غشی نیست... خیلى قویه... خیلى مهربونه ولى خودشو سنگ دل نشون میده... بازم دختر قصه مون خیلی درد تو زندگی ش داره ولی بی خیاله... چون مجبوره... خیلی حرفا داره... بیشتر از من... بیشتر از تو... ولی به یه زبون دیگه میگه... به زبون بی خیالی... اما یه درد مشترک با من و تو داره... اونم از بدجنسی آدما بدش میاد...
به حرف مردم اهمیتی نمیده... دختر قصه مون با اینکه نمی خواد،اما یه اسم روشه... اسمی که زندگی شو عوض کرده... نمی خواد این جوری باشه... نمی خواد تن فروشی کنه... و این کارم نمی کنه... ولی این اسم روشه... دختر خراب... و یه اسم بدتر... که آزارش میده... که بهش می فهمونه نمی دونه پدر و مادرش کین... حروم زاده..

به سر آستین پاره ى کارگرى که دیوارت رو مى چینه و به تو مى گه ارباب نخند... به پسرکى که آدامس مى فروشه و تو هرگز نمى خرى نخند... به پیرمردى که تو پیادهرو به زحمت راه مى ره و شاید چند ثانیه ى کوتاه معطلت کنه نخند... به دبیرى که دست و عینکش گچیه و یقه ى پیراهنش جمع شده نخند... به دستاى پدرت، به جاروکردن مادرت نخند...
به دختر بچه ى کبریت فروشى که حالا کبریت هاش تموم شده نخند... به دخترکى که درد داره نخند... شاید دردش تو کلمه ى درد نگنجه... درکش نمى کنى... قبول... نمى فهمیش... باشه... ولى بهش نخند... شاید... همون ته خنده ى روى لبت یه درد بزرگتر واسش باشه... اونقدر بزرگ که گاهى فکر مى کنه بى حس شده... کاش مى شد بجاى خندیدن بهش پا به پاش... با غم هاش... گریه کنى... شاید گریه خیلى وقتا بهتر از خندیدن باشه!
گریه با دخترى که از جنس ماست... دخترى که بعد از پشت سر گذاشتن اون همه درد حالا به عشق رسیده... عشقى که قراره زندگى شو نجات بده... هونام... همون قدیسه ى نجس!!! مى خواد هویتشو بشناسه... هویتى که ازش دریغ شده.

 

کانال کتابخانه و دانلود کتاب در تلگرام
 

ورود به کانال کتابخانه تلگرامhttps://telegram.me/goldjar

ورود به کانال کتابخانه

GOLDJAR@